عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
13
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
خود در باقى كنيد تا آنچه قضاست خود ميرود . اى جوانمرد ! حقيقت توكل آنست كه مرد از راه اختيار برخيزد ؛ ديدهء تصرف را ميل در كشد ، خيمهء رضا و تسليم بر سر كوى قضا و قدر زند ، ديدهء مطالعت بر مطالع مجارى احكام گذارد تا از پردهء عزت چه آشكارا شود و بهر چه پيش آيد در نظارهء حال چون مرد بدين مقام رسد كليد گنج مملكت در كنار وى نهند ، توانگر دل گردد و فردا كه روز بازار و هنگام بار بود و خلق را بر عموم سؤال كنند كه ميفرمايد : فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ، اين جوانمردان كه بر مقام توكّل بر استقامت بودند و در منازل عبوديّت صدق بجاى آوردند ، ايشان را سؤال كنند ، و لكن سؤال تشريف نه سؤال تعنيف و سؤال عتاب . و ذلك قوله : لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ ، مصطفى را ( ص ) پرسيدند كه كمال در چيست ؟ جواب داد كه : گفتار به حق و كردار بصدق . و گفتهاند صدق را دو درجه است يكى ظاهر يكى باطن ، اما ظاهر سه چيز است : - در دين صلابت و در خدمت سنت و در معاملت حسبت و آنچه باطن است سه چيز است آنچه گويى كنى و آنچه نمايى دارى و آنجا كه آواز دهى باشى و بدان كه هر رونده كه منازل راه دين برد و مقامات اعمال و احوال گذاره كند ، بهر منزل كه رسد فرض عين وى آنست كه صدق از خود طلب كند و حقيقت ان از خويشتن باز جويد ، و بظواهر آن قناعت نكند ، تا آن مقام او را درست شود ، زاهد در زهد و محبّ در محبّت و مشتاق در شوق و متوكّل در توكّل و خائف در خوف و راجى در رجا و راضى در رضا ، و هيچ مؤمن ازين احوال خالى نباشد ، ور چه اندكى بود لكن ضعيف بود و چون قوّتى در وى آيد بتأييد الهى و مددى در پيوندد از توفيق ربّانى او را در آن مقام صادق ، و هو المشار اليه بقوله : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ .